شکستن طلسم ازدواج پسر


نظرات

مقاله علمی

شکستن طلسم

شکستن طلسم ازدواج پسر | خوب، شما نسبت به خود، زندگی و آینده خود احساس خوبی خواهید داشت. من (فرد) زمانی را به یاد می‌آورم که یک روز یکشنبه صبح وقتی در کلیسای او بودم، مادر گرت ژاکت من را کتک زد.

وبگاه توسعه اسلامی دارلعلوم الخزرا | او با صدای بلند گفت: «پسرم به تازگی خواندن «نبرد هر مرد» را تمام کرده است. و آیا او هرگز الهام گرفته است!

شکستن طلسم ازدواج پسر

شکستن طلسم ازدواج پسر | او هم تغییر کرده است دیشب از دانشگاه تماس گرفت و گفت: “مامان، از زمانی که من از انجام “بالا-پایین”های قدیمی با چشمانم دست کشیدم.

استاد | هر نبردی در زندگی سخت است، اما با پیروزی، غنائم می آید. بنابراین، اگر اطراف چشم خود را بسازید، “غنایم” چیست؟

شکستن طلسم ازدواج پسر | عشق من به تریسی [نامزدش] به تازگی از ترازو خارج شده است.” “این عالی است.” در حالی که مردم در سرسرای کلیسا از کنار ما می گذشتند، گفتم.

او ادامه داد: «و این همه چیز نیست. گرت گفت که از آنجایی که دیگر به این شکل متوجه دختران دیگر نمی شود، بیشتر مراقب تریسی بوده و از او محافظت می کند.

شکستن طلسم ازدواج پسر | تریسی کتاب شما را خواند و آن را هم دوست داشت.» هر وقت چنین داستان هایی را می شنوم.

دوست دارم آن را مستقیماً از دهان اسب بگیرم. بنابراین چند ماه بعد، گرت را به خانه ام دعوت کردم تا گپ بزنیم… داستان “بیدار شدن از خواب” گرت داستان خود را با ذکر این نکته آغاز کرد که در کلیسا بزرگ شده بود.

شکستن طلسم ازدواج پسر | اما زمانی که در دبیرستان ارشد بود، او به شدت مشروب می‌نوشید و یک جعبه یقه‌های غنچه‌ای را در خنک‌کننده‌ای که در صندوق عقب نگه می‌داشت، یخ نگه می‌داشت.

READ  طلسم موکل دار ازدواج

او و دوستانش قبل از مدرسه یک آبجو نوشیدند، سپس یک آبجو را هنگام ناهار مصرف کردند و بعد از مدرسه به رفتن ادامه دادند.

شکستن طلسم ازدواج پسر | به گفته گرت، “ما بیشتر این کار را انجام دادیم تا ببینیم چقدر می توانیم قبل از اینکه گرفتار شویم.” او همچنین به شدت سیگار می کشید و بالا می رفت.

اما اوج هایی که بیشتر از همه دوست داشت از مجلات و فیلم های پورنو بود که در اتاق خواب و ماشینش پنهان می کرد. در نهایت، او می خواست چیز واقعی را در عمل ببیند.

شکستن طلسم ازدواج پسر | بنابراین در اواسط سال آخر، شروع به رها کردن معدن طلای Big Earl’s، یک اتصال نواری در سمت شمال شرقی Des Moines کرد.

یک شب گرت در حال پریدن از محل دوستی به محل دوستش بود و به شدت مهمانی می کرد. در حالی که در بین ایالتی به نقطه بعدی می رفت، متوجه انبوهی از چراغ ها و آژیرها در دوردست شد.

شکستن طلسم ازدواج پسر | او از بزرگراه خارج شد تا همه چیز را بررسی کند، اما متوجه شد که باشگاه بیگ ارل در آتش سوخته است.

گرت به صحنه خیره شد، در حالی که شب های خود را در معدن طلا به یاد می آورد. سپس فکر آزاردهنده‌ای بین چشم‌هایش فرو رفت: «این گناه من است که شعله‌ور می‌شود.

شکستن طلسم ازدواج پسر | و این همان جایی است که این زندگی من به سمت شعله های آتش پیش می رود! گرت به این اولین زنگ هشدار توجه نکرد، اما بعد از آن به دلیل دزدی از مغازه دستگیر شد.

READ  طلسم ازدواج فوری مالیوث صبی

چی دزدیده؟ – داروی سرفه بدون نسخه. “شاید شما آن را نمی دانید، فرد، اما یک ماده شیمیایی در یک نوع وجود دارد که اگر به اندازه کافی از آن بنوشید.

شکستن طلسم ازدواج پسر | شما را بالا می برد.” اما چرا آن را دزدیدی؟ نمی توانست آنقدر هزینه داشته باشد،” من پاسخ دادم.

پوزخند هولناکی زد. او گفت: «درباره آن فکر کن. «چرا یک جوان هجده ساله با سلامت کامل وارد داروخانه می شود تا در اواسط تابستان چهار بطری بخرد؟

شکستن طلسم ازدواج پسر | ما فکر کردیم که هر منشی را مشکوک می‌کند و می‌ترسیدیم گرفتار شویم. بنابراین ما آن را دزدیدیم اما به هر حال دستگیر شدیم.»

او همان شب همان روز آزاد شد، اما آن زنگ بیداری دوم را شنیده بود. اوضاع خوب پیش نمی رفت به طرز شگفت انگیزی، صبح روز بعد او قرار بود در یک گروه کر جوانان بخواند.

شکستن طلسم ازدواج پسر | در حالی که چشمانش هنوز اندکی از تأثیرات روبیتوسینی که قبل از اقدام به دزدی از مغازه تمام کرده بود گرفته بود، آواز خواند و خواند.

هنگامی که آکوردها و نت های پایانی به سکوت فرو رفتند، او متوجه شد که تحت تأثیر احساسات قرار گرفته است. او همانجا زانو زد و قلب کامل خود را به مسیح بازگرداند.

شکستن طلسم ازدواج پسر | «آن روز گناه را رها کردم و به مسیح روی آوردم، از جمله اینکه از پورنوگرافی دور شدم. اما وسوسه هنوز وجود داشت و احساس می‌کردم که به محافظت نیاز دارم.

تصمیم گرفتم بهتر است به یک کالج مسیحی بروم زیرا می‌دانستم که این کار مرا از دردسر دور می‌کند.» گرت که یک ورزشکار شایسته بود، به ورزش های درون مدرسه ای روی آورد.

READ  دعانویس کنکور

شکستن طلسم ازدواج پسر | دوست پیدا کرد و به خوبی با زندگی دانشگاهی سازگار شد. به زودی، او عمیقاً در خداوند رشد کرد. او در اوایل سال دوم تحصیلی با تریسی آشنا شد.

من و تریسی خیلی به هم نزدیک شدیم و به این فکر کردم که این می تواند به ازدواج ختم شود. همزمان، به این فکر کردم که واقعاً شاید بتوانم از نظر بدنی کمی بهتر از او کار کنم.

شکستن طلسم ازدواج پسر | او به اندازه کافی بامزه بود، اما مطمئناً هیچ ناک اوتی نداشت. من همیشه آرزو داشتم که با یک بچه واقعی ازدواج کنم.» به او اشاره کردم که داستانش را ادامه دهد.

“خب، من فقط چند روز تا جدایی از او فاصله داشتم که مادرم در مورد نبرد Every Man’s با من تماس گرفت. وای! روزی که در کلیسا می خواندم پورنوگرافی را متوقف کرده بودم… اما بقیه آن را نه.

شکستن طلسم ازدواج پسر | چشمانم روی هر دختری که می دیدم پرسه می زد. با نگاهی به گذشته، احتمالاً به همین دلیل است که تریسی از نظر من چندان خوب به نظر نمی رسید.

«راستش را بخواهید، من هرگز قبلاً از چشمانم مراقبت نکرده بودم و حتی به آن فکر نکرده بودم. من هر فیلمی را که می‌خواستم تماشا می‌کردم، و خیلی طولانی به دختران مدرسه نگاه می‌کردم.

شکستن طلسم ازدواج پسر | اما واقعاً فکر نمی‌کردم این چیزها روی زندگی من تأثیر بگذارد. اما بعد از اینکه مادرم کتاب شما را خواند و در مورد آن به من گفت، شروع به تعجب کردم.

بنابراین روز بعد یا بیشتر به چشمانم توجه بیشتری کردم و متوجه شدم که در حال جمع آوری هستند



نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 + 7 =

نوشته های مشابه