دعا نویسی جن گیر


نظرات

مقاله علمی

دعانویس

دعا نویسی جن گیر | ما با هزاران نفر از خیابان های تورنتو عبور کردیم. بعد از حدود یک مایل، شخصی سوار بر دوچرخه فریاد زد: «فقط بیست و پنج تا مونده!» که خیلی آرامش بخش نبود چند مایل اول را خوب دویدم.

وبگاه توسعه اسلامی دارلعلوم الخزرا | اما خیلی زود متوجه شدم که جوراب‌هایم ساییده می‌شوند. حدود مایل ششم شروع به گرفتن تاول کردم. میستی از من پرسید که چه احساسی دارم.

دعا نویسی جن گیر

دعا نویسی جن گیر | جدا از تاول، احساس خوبی داشتم، اما می دانستم که می تواند نژاد من را تهدید کند.

استاد | به زودی می‌توانستم احساس کنم که تاول به اندازه‌ای رشد کرده است که توپ پای چپم را بپوشاند و تا وسط قسمت پایین آمده است. پایم از درد می تپید.

دعا نویسی جن گیر | به عنوان یک مراقبه، استراتژی من این بود که در طول دوره حاضر و آرام بمانم. دوندگان زیادی از کنار ما گذشتند.

وقتی جون از من پرسید که چه احساسی دارم، می‌دانستم که فقط اگر به تاول اشاره کنم نگران می‌شود، بنابراین گفتم خوب هستم.

دعا نویسی جن گیر | از آموزش مدیتیشن می دانستم که نمی توانم اجازه دهم درد ذهنم را بدزدد. بنابراین به احساس درد توجه کردم، اما اجازه ندادم بر فضای ذهنی ام مسلط شود.

این یک تعادل ظریف بود: نمی‌خواستم درد را نادیده بگیرم، بنابراین با آن ماندم و در عین حال نمی‌توانم اجازه بدهم که این درد مرا مشغول کند.

دعا نویسی جن گیر | در عوض، روی شانس خوبم تمرکز کردم تا بتوانم در یک ماراتن بدوم. من از روز پرشتاب و همراهانم قدردانی کردم. حدود دوازده مایل که از مسابقه گذشته بود.

READ  دعانویس معروف در تهران

می دانستم که باید تصمیمی بگیرم. اگر قرار بود به دویدن ادامه دهم، باید تاول را می زدم. در یک لحظه کسالتی که من آن را به اشتراک نمی‌گذاشتم.

دعا نویسی جن گیر | پایم را محکم به پایین کوبیدم تا زمانی که احساس کردم تاول بیرون می‌زند. سپس فقط روی تمام کردن دویدن تمرکز کردم.

بیشتر مسابقه در خیابان یونگ، یکی از طولانی‌ترین خیابان‌های آمریکای شمالی بود که شما را به مرکز شهر تورنتو می‌برد.

دعا نویسی جن گیر | وقتی به گوشه ای پیچیدم، مردی را سوار بر دوچرخه دیدم که هنگام عبور از دوندگان فریاد می زد. به این فکر کردم که آیا او ممکن است دیوانه باشد.

اما در واقع او یکی از «روان‌های دوچرخه‌سواری» بود که تشویق می‌کرد. او فریاد زد: “این لحظه ای است که شما برای آن تمرین کرده اید!” فکر کردم: “راست می گوید.” بعد از ساعت های طولانی تمرین و تنها چند مایل مانده به دویدن، مصمم بودم که به خوبی تمام کنم.

دعا نویسی جن گیر | سرعتم را افزایش دادم و در آن مایل های آخر از آن دوندگانی گذشتیم که در ابتدا خیلی سریع بیرون رفته بودند و حالا سرعتشان کم شده بود.

شروع معتدل ما نتیجه داد. ما با هزاران طرفدار که فریاد می زدند به مرکز شهر آمدیم. چند مایل گذشته خیلی طولانی به نظر می رسید.

دعا نویسی جن گیر | زیرا مردم مدام صدا می زدند: «تقریباً تمام شدی!» که واقعا درست نبود بالاخره خط پایان را دیدیم. بدن ما کاملا خسته شده بود، اما وقتی عبور می کردیم لبخند می زدیم. همه در گروه ما موفق شده بودند.



نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 + 17 =

نوشته های مشابه